ارزیابی قابلیت اطمینان تولید در سیستم های تجدید ساختار یافته ی صنعت برق بهکمک نظریه ی بازی ها – برق

مشخصات فایل

مقطع:کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی:مهندسی برق
نوع ارائه:پایان نامه
تعداد صفحات:143
قالب بندی:word قابل ویرایش

نحوه خرید

ارزیابی قابلیت اطمینان تولید در سیستم های تجدید ساختار یافته ی صنعت برق بهکمک نظریه ی بازی ها – برق

شما میتوانید تنها با یک کلید به راحتی فایل مورد نظر را دریافت کنید. 🙂

برای دسترسی به این فایل ابتدا باید اشتراک خریداری کنید. برای خرید اشتراک بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ارتقاء عضویت

چکیده

فهرست مطالب
۱ چکیده
۲ مقدمه
فصل اول تاریخچهی برنامهریزی توسعهی تولید در سیستم انحصاری صنعت برق ۷
۱ -۱) پیشگفتار ۸
۱ -۲) معیار اطمینانپذیری در بازار انحصاری برق ۹
۱ -۳) برنامهریزی توسعهی تولید در بازارهای انحصاری برق ۱۰
۱ -۴) بیان ریاضی مسئلهی توسعهی تولید ۱۲
۱ -۵) روششناسی توسعهی تولید در ساختار انحصاری ۱۲
۱ -۶) ویژگیها و کمبودها ۱۵
فصل دوم بیان مبانی و مفاهیم برنامهریزی بلند مدت توسعهی تولید در محیط رقابتی صنعت برق ۱۷
۲ -۱) پیشگفتار ۱۸
۲ -۲) مقرراتزایی در صنعت برق و پیدایش محیط رقابتی ۱۹
۲ -۲-۱) مفاهیم اساسی تجهیز ساختار صنعت برق ۱۹
۲ -۲-۲) نهادهای جدید ۲۰
۲ -۲-۳) بهرهبردار مستقل سیستم ۲۱
۲ -۲-۴) نهاد بازار ۲۲
۲ -۲-۴ -۱) بخش تولید یا بازار عمدهفروشی توان ۲۲
۲ -۲-۴ -۲) فعالین بازار ۲۳
۲ -۲-۴ -۳) بازیگران بازار ۲۴
۲ -۲-۴ -۴) حراجهای مختلف ۲۵
۲ -۲-۴ -۵) اصول بازار انرژی ۲۶
۲ -۲-۵) سیستم تسویهی بازار ۲۸
۲ -۲-۶) سیستمهای تخصیص قیمت ۲۹
۲ -۳) اثر مقرراتزایی برروند برنامهریزی ۲۹
۲ -۴) انواع مدلهای تصمیمگیری در بازار برق ۳۴
۲ -۴-۱) مدل برترند ۳۴
۲ -۴-۲) مدل برترند تعمیم یافته ۳۴
۲ -۴-۳) مدل کورنات ۳۵
۲ -۴-۴) مدل رهبر -پیرو یا استکلبرگ ۳۵
۲ -۴-۵) مدل تابع عرضه ۳۵
۲ -۵) نظریهی بازیها ۳۶
۲ -۵-۱) طبقهبندی نظریهی بازیها ۳۶
۲ -۵-۱ -۱) ایستایی و پویایی ۳۶
۲ -۵-۱ -۲) تعارض منافع یا امکان تشریک مساعی و همکاری ۳۷
۲ -۵-۱ -۳) تقسیمبندی از نظر اطلاعات ۳۷

و
عنوان مطالب صفحه

۳۷ ۲ -۵-۱ -۴) همکارانه یا غیر همکارانه بودن بازی
۳۸ ۲ -۵-۲) مبانی و اصول اولیه در نظریهی بازیها
۳۹ ۲ -۵-۳) بازیهای پویا
۳۹ ۲ -۵-۳ -۱) بازیهای پویا با اطلاعات کامل
۴۲ ۲ -۵-۳ -۲) زیر بازی و زیر بازی کامل
۴۳ ۲ -۶) مروری بر ارزیابی قابلیتاطمینان سیستم قدرت و بررسی شاخصهای آن
۴۴ ۲ -۶ -۱) شاخصهای مهم ارزیابی قابلیت اطمینان سیستم و روشهای محاسبهی آن
۴۵ ۲ -۶ -۱-۱) شاخص از دستدادن بار LOLE
۴۶ Curtailed Energy شاخص انرژی قطع شده (۲-۱- ۶- ۲
۴۶ ۲ -۶ -۱-۳) شاخص انرژی تأمین نشدهی مورد انتظار
۴۷ ۲ -۶ -۱-۴) شاخص قابلیتاطمینان انرژی
۴۷ ۲ -۶ -۲) روش شبیهسازی مونتکارلو
۵۰ ۲ -۷) مروری بر ملاحظات زیست محیطی در توسعهی منابع تولید توان
۵۱ روش ارائه شده برنامهریزی توسعهی منابع تولید با استفاده از نظریهی بازیها فصل سوم
۵۲ ۳ -۱) پیشگفتار
۵۲ ۳ -۲) معرفی تابع سود بنگاههای اقتصادی
۵۲ ۳ -۲-۱) برنامهریزی توسعهی منابع تولید سنتی: تابع هدف و مدل استخراجی
۵۷ ۳ -۲-۲) مدل بار
۵۷ ۳ -۲-۳) الگوریتم پیشنهادی
۶۱ ۳ -۲-۴) برنامهریزی توسعهی منابع تولید پراکنده
۶۴ ۳ -۲-۵) استفاده از روش ظرفیتمعادل نیروگاههای بادی
۶۷ مطالعهی عددی فصل چهارم
۶۸ ۴ -۱) پیشگفتار
۶۸ ۴ -۲) تشریح مثال عددی
۸۱ نتیجهگیری و پیشنهادات فصل پنجم
۸۶ پیوست
۱۰۰ مراجع
۱۰۶ چکیده انگلیسی

چکیده
روند نوین برنامهریزی بلندمدت توسعهی تجهیزات تولید برق در محیط تجدیدساختار شدهی این صنعت با توجه به اهداف متفاوت سرمایهگذاران و بهرهبرداران در این مقاله مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این روش شرکتهای تولید توان (GenCo) با توجه به سرمایه اولیهی خود و با منظور نمودن میزان فروش سالیانه برق و در نظر گرفتن میزان سود بازگشتی داخلی (IRR) در بازار رقابتی، اقدام به تصمیمگیری در قالب یک بازی پویا تا پایان افق برنامهریزی تولید مینمایند. در این روش بهرهبردار مستقل سیستم (ISO)، بر اساس سیاستهای کلی خود، اقدام به ارائه مشوقها به روش تصاعدی برای توسعه و حمایت از انرژیهاینو و مخصوصاً برق پاک (بادی) مینماید. جریمهها و مشوقهای تعیین شده از سمت مدیران صنعت برق و دولتها ،نظیر جریمه تأخیر در ساخت واحدهای نمایندهی تولید، جریمههای مربوط به میزان آلایندگیهای تولیدی واحدها، مشوقهای تعیین شده جهت بهرهگیری از منابع تولید پراکنده و بهرهگیری از قراردادهای بلندمدت واحدهای تولید بادی در نهایت سبب دستیابی به بهترین و کاربردیترین استراتژی نصب واحدهای تولید سنتی و پراکنده در محیط رقابتی صنعت برق میگردد. با استفاده از ابزار ظرفیت معادل (Capacity Credit) نیروگاههای بادی در استراتژی اعلام شده میزان تولید پراکندهی اضافه شده معادل نیروگاههای سنتی در توسعهی تجهیزات تولید تعیین گشته و بهرهبردار مستقل سیستم با استناد به ظرفیت نهایی محاسبه شده و با استفاده از شاخصهایی نظیر ENS و EIR بازار توسعهی تولید را مورد پایش قرار میدهد. شبیهسازی مونتکارلو ابزاری است که در مراحل تعیین ظرفیت معادل و محاسبهی میزان قابلیتاطمینان نهایی سیستم مورد استفاده قرار گرفته است. به کمک روش ارائه شده تعاملی مطلوب و بازار محور بین طیف مختلف سرمایهگذاران محیط رقابتی صنعت برق و بهرهبردارن سیستم پیرامون گسترش ظرفیت تولید فراهم میشود.

مقدمه
برنامه ریزی توسعهی تولید بهعنوان یکی از مهمترین مسائل مطرح در حوزهی مطالعات سیستم قدرت، در شکل تاریخی و مبتنی بر انحصار خود به معنی تعیین نوع و زمان بهرهبرداری از نیروگاههای جدید در جهت تأمین بار پیش بینی شده ی سیستم با کمترین هزینه، همراه با حفظ سطح معینی از اطمینان پذیری در یک افق زمانی درازمدت بوده است. در این مسیر، برنامه ریزان با بهره گیری از روش های گوناگون پیش بینی و بهینه سازی ،همواره م یکوشیدند تا با فراهم آوردن منابع تولید نیروی جدید، از هزینه های سرمایه گذاری و بهره برداری از سیستم تا حد امکان بکاهند و میان این هزینهها و اطمینانپذیری یکنواخت در کل سیستم موازنه برقرار کنند. بدیهی است که این صورت مسأله، مستلزم روند برنامهریزی و بهر هبرداری یکپارچه و مجتمع در قلمرو انحصاری سیستم خواهد بود. بر همین اساس است که برنامهریزی توسعهی تولید بهعنوان یک مسألهی بهینهسازی بزرگ و غیرخطی در حوزهی مطالعات سیستم قدرت بهتدریج شکل میگیرد و گرداگرد خود مجموعهی گستردهای از مدل ها، روشها، ایدهها و قیود را پدید میآورد.

طبیعت بلندمدت برنامهریزی توسعهی تولید، حضور و بروز پارامترهای مبهم و نامعلوم مربوط به آینده را در آن اجتناب ناپذیر میکند. برهمین اساس، مطالعات با روندی سریع به سمت افزودن بر دقت پیشبینی ها و ابداع روش های نوینی هدایت می شود که امکان انعطاف پذیری لازم را برای نتایج حاصل از روندهای برنامه ریزی فراهم آورد. با این وجود، ناباوری نسبت به آینده بر نگرانی تصمیمگیران میافزاید و آنان را وادار به تصمیمگیری های محتاطانه میکند .
نتیجه ی نهایی این برنامه ریزی های محافظه کارانه که بر ساختار انحصاری صنعت مبتنی است در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند، فراهم آمدن صنعتی گران قیمت و بزرگ با برخورداری از افزونگی تولید است. اما صنعت برق در کشورهای در حال توسعه دارای وضعیتی کاملا متفاوت است. ناکارآمدی تولید، افزایش سرسامآور هزینه های سرمایهگذاری و بهرهبرداری که بر دولتها تحمیل میشود و گهگاه از عهدهی آن برنمیآیند و رشد سریع تقاضا برای انرژی، صنعت را در بسیاری از این کشورها در معرض فروپاشی قرار می دهد.
اما، فناوری هم چنان در حال پیشرفت است. سال به سال، نیروگاه های بزرگتر با بازده بیشتر و هزینه ی کمتر وارد مدار میشوند و انگیزههای حفظ ساختار انحصاری را افزایش میدهند، چرا که ساخت نیروگاههای بزرگ نیازمند سرمایه های کلان است. گرچه در پایان این مسیر نیروگاه های بزرگ و پربازده به راندمانی نزدیک به مقدار نظری بیشینهی خود میرسند، اما فناوری در این مرز نمیایستد. با طراحی و ساخت نیروگاههای گازی ،یعنی موتورهای جتی که برای تولید برق اصلاح شدهاند، روند پیشرفت فناوری شتاب میگیرد و با توسعهی نیروگاه های سیکل ترکیبی، که تلف انرژی را نیز به انرژی مفید تبدیل می کنند، این روند به اوج میرسد. این نیروگاه ها علاوه بر بازده فوقالعاده، از امتیازات دیگری نیز برخوردارند. آ نها کوچکترند، نصب آنها سادهتر و سریع تر است، آلایندگی کمتری دارند و هزینههای سرمایهگذاری و تولید با آنها کمتر است. ب هاین ترتیب دلایل محکم ساخت و بهره برداری از نیروگاه های بزرگ، یکی پس از دیگری از میان می روند. اکنون، ساختار انحصاری و قانون مند که در حمایت از مصرف کننده، عاملی اساسی به شمار می رفت، به تدریج کارکردی در تضاد با ایده ی نخستین خود پیدا میکند و به ابزاری در جهت حمایت از انحصارگران ناکارآمد تبدیل میشود. آرام آرام، ایدهی رقابت در صنعت متولد میشود .
دولت ها برای بهبود کارآمدی و افزایش بهرهوری به فروش نیروگاههای تحت مالکیت خود اقدام میکنند. شرکت های یکپارچهی عمودی، به چندپاره تقسیم میشوند. مقدمات قانونی و ترتیبات مالی و اقتصادی برای بهره برداری عادلانه از سیستم انتقال برای همه فراهم میشود و بهتدریج بازارهایی برای خرید و فروش نیروی برق شکل میگیرند که مبنای کارکردی آنها قانون اقتصادی عرضه و تقاضا و نه معیارهای فنی است. با این وجود، مشکلات و مسائل جدید یکی پس از دیگری رخ مینمایند و پژوهشگران را به چالش میکشند. نیروی برق را نمیتوان ذخیره کرد و باید آن را درست در لحظهی تولید به مصرف رسانید. همین حقیقتی که به نظر ساده می رسد، باعث افزایش پیچیدگی در بازارهای برق می شود. ساختارهای گوناگونی برای بازار پیشنهاد م یشود و همه میکوشند تا ثباتی که برای برنامهریزی ضروری است در قیمت ها پدید آید، ولی رسیدن به این ثبات چندان ساده نیست. بهای انرژی الکتریکی ،ساعت به ساعت و روز به روز به شکلی که تصادفی به نظر م یرسد، در حال تغییر است و تخصیص درست و عادلانه ی منابع تولید میان مشتریان به عنوان نخستین چالش مهم فراروی نهادهای مدیریت و قانو نگذار صنعت، خودنمایی می کند. ب هتدریج و با افزایش تقاضای انرژی که ناشی از رشد اقتصادی است، افزونگی نخستین تولید نسبت به مصرف از بین می رود و آرام آرام چالش جدی تری مدیریت صنعت را نگران می کند: فراهم آوردن منابع تولید مورد نیاز برای تأمین درازمدت انرژی.
اما در گفتمان جدید حاکم بر صنعت، برنامه ریزی توسعه ی تولید چندان ساده نیست. شرکت های تولید فعال در بازار بیش و پیش از هر چیز دیگری به سود اقتصادی خود می اندیشند و این سود جز با رسیدن به قیمت هایی که گهگاه از دید مردم و سیاست مداران پذیرفتنی نیست، در دسترس نخواهد بود. از سوی دیگر ،برای این شرکت ها، ناباوری نسبت به آینده کاملا به صورت یک مسأله ی حاد و دشوار درآمده است. آ نها اکنون ب هسختی میتوانند میزان تقاضای بازار را برای خود برآورد کنند. اطلاعاتی که تا پیش از این دراختیار همه بوده است، روز به روز محدودتر م یشود و هیچکس تمایلی به دادن اطلاعات ندارد. عدم اطمینان نسبت به آیندهی قیمت ها نیز بهویژه در درازمدت بسیار افزایش یافته است و شرکتها متناوبا از سوی مدیران و قانونگذارانی که حمایت از مصرفکننده را وظیفهی اصلی خود تلقی میکنند و از سوی مشتریانی که در انتخاب منبع تأمین انرژی خویش از آزادی کامل برخوردارند، در فشار هستند. در این محیط نوین، دیگر بهرهگیری از روشهای معمول پیش بینی و بهینه سازی چندان کارا نخواهد بود و در بهترین حالت می توان نتایج حاصل از آن ها را ب هعنوان مبنایی برای مطالعات بیشتر مورد استفاده قرار داد.
برنامه ریزی توسعهی تولید در دیدگاه مدیران صنعت دارای صورت دیگری است. اهمیت انرژی بهعنوان یک ابرساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باعث میشود تا هدف آنها از این برنامهریزی، پایدارسازی درازمدت بازار باشد. آ نها باید از یک سو از افزایش بیش از حد منابع تولید که به کاهش انگیزهی سرمایهگذاری م یانجامد، پیشگیری کنند و از سوی دیگر باید منابع لازم را برای تولید در درازمدت فراهم آورند تا از افزایش ناگهانی قیمتها که میتواند زمینهی بروز آشوبهای گستردهی اجتماعی، سیاسی را فراهم کند، اجتناب شود. علاوه براین، بازار پایدار دارای مشخصات دیگری نیز هست. سودآوری هر چه بیشتر، حفظ ساختار رقابتی و افزایش سطح رقابت در بازار، قیمتهای معقول برای انرژی، سطح آلایندگی ناشی از تولید و نهایتا چنانکه گفتیم حضور حاشیهی ذخیرهی مناسب در سیستم، برخی از این ویژگیها هستند. با این وجود، ابزارهای دراختیار این برنامه ریزان چندان زیاد نیست. بسیاری از این شاخص ها، به رفتار تولیدکنندگان منفرد و مشتریان برخوردار از حق انتخاب بستگی دارد. امکانات مالی این نهادها برای دخالت مستقیم در تولید محدود است و اصولا این دخالت چندان مطلوب نم ینماید. امکان اجرای برنامههای گستردهی مدیریت مصرف نیز جز با فراهم آوردن انگیزه های کافی برای مشارکت طیف وسیعی از مصرف کنندگان، وجود ندارد. دخالت بیش از حد در بازار از طریق اعمال قوانین و بخش نامه های محدودکننده نیز بیش از هر چیز دیگری به ساختار رقابتی آن آسیب خواهد رساند. اما به هرحال گریز و گزیری از برنامه ریزی و پایدارسازی بازار در درازمدت وجود ندارد و باید اثرات گوناگون هر یک از این سیاست ها را مورد ارزیابی قرار داد و بهترین آن ها را با لحاظ کردن همه ی محدودیت ها به اجرا گذاشت.
از طرفی، با پیشرفت صنعت در زمینههای مختلف صنایع تولید برق و افزایش روزافزون مصرفکننده نهایی به این کالا موجب گردیده تولیدات با سطوح آلایندگی متفاوت از فروش کالای تولیدی خود در بورس برق مطمئن بوده و بدون نگرانی نسبت به این مسأله به تولید مشغول باشند. حال آنکه با توجه به لازمالاجرا بودن معاهدهی کیوتو از سال ۲۰۰۵ میلادی، تمامی کشورهای عضو اعم از کشورهای توسعه-یافته و در حال توسعه، ملزم به رعایت حدود آلایندگی واحدهای تولیدی میباشند. در صنعت تولید برق نیز این قاعده مستثنی نبوده و حدود آلایندگی تولیدی واحدها میبایست مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرد. از جمله مهمترین شاخصهای اندازه-گیری آلایندگی برای واحدهای تولیدی با سوختهای کربنی و گازی میزان ۲CO2,NOx,SO است که میتواند معیاری جهت برازش مطلوبیت واحد تولیدی قلمداد شود. بهرهبرداران و مدیران صنعت برق در راستای دستیابی به اهداف جهانی معاهدهی منظور ملزم به استفاده از راهکارهای گوناگون جهت هدایت سناریوهای تصمیمگیری نصب واحدهای تولید برق میباشند. این در حالی است که بنگاههای اقتصادی میبایست هزینههای تحمیلی و سیاستهای انتخابی مدیران صنعت برق را در تابع هدف خود دخیل نمایند.
استفاده از تجهیزات مختلف چون بهرهگیری از فیلترهای آلایندگی و /یا استفاده از تکنولوژیهای برتر و بروز راهکارهایی است که از طرفی هزینهای مازادی را بر سرمایهگذاران تحمیل نموده و از سوی دیگر از سیاستهای برخوردی بهرهبرداران ممانعت به عمل میآورد.
نقطهی بهینهی نصب تجهیزات برای واحدهای انتخابی از دیگر فعالیتهای و تصمیمگیریهایی است که بنگاه -های اقتصادی در راستای دستیابی به منافع بیشتر ناگزیر از لحاظ نمودن آن میباشند.
از سویی نقش منابع تولید پراکنده در صنعت برق به صورت چشمگیری در جوامع مختلف گسترش یافته است.
از اهم دلایل استفاده از این قسم منابع تولید انرژی میتوان به صورت فهرستوار به موارد زیر اشاره نمود:
۱ – عدم توانایی نصب واحدهای سنتی در نواحی مختلف؛ بهعنوان نمونه میتوان به نصب واحدهای آبی اشاره نمود که در بسیاری از نواحی امکان نصب این واحدها وجود ندارد
۲ – آلایندگی کمتر این واحدها با توجه به نوع و اندازهی آنها
۳ – امکان راهاندازی سریع واحدها
۴ – تغذیه بار در محل و کاهش تلفات توان در خطوط انتقال
۵ – بازدهی بالاتر واحدهای کوچکتر
۶ – میزان هزینه سرمایه اولیه کمتر برای سرمایهگذاران
۷ – هزینه بهرهبرداری کمتر
با تمامی مزایای ذکر شده در فوق میتوان به عدم قطعیتهای بیشتر این واحدها نیز اشاره نمود که این مورد در نوع خود معضلی بزرگ برای سرمایهگذاران بهشمار میرود.
نحوه تخصیص مشوقها و جرایم مربوط به بخشهای مختلف سرمایهگذاری در صنعت تولید برق از بزرگترین مسائلی است که مدیرانصنعت با آن مواجه هستند. از یکسو نیاز به سرمایهگذاری در بخش تولید نیروگاههای بار پایه نظیر نیروگاه برق آبی و هستهای، نیروگاههای بار میانی نظیر نیروگاههای حرارتی و یا نیروگاههای سیکلترکیبی و از سوی دیگر نیاز به گسترش منابع تولید پراکنده با تکنولوژیهای برتر سبب گردیده حمایت از سرمایهگذاران این صنعت با اما و اگرهای فراوانی روبرو شود.
این پژوهش با تمرکز بر روی شاخصهای قابلیت اطمینان در محیطهای تصمیمگیری اقتصادی و بیان روند جدیدی از مباحث برنامهریزی توسعهی تولید، برآن است تا تعریف جدیدی از این نوع مسائل را در جهت رسیدن به سطح انتظاری از ارزیابی کفایت با ایجاد شرایط رقابتی جهت ورود سرمایهگذاران به این عرضه اظهار نماید تا در افق دراز مدت بتواند از یک سو تأمینکنندهی مقاصد حاکمیت سیستم از دید محور اطمینانپذیری و در راستای آن، برآوردکنندهی سودانتظاری شرکتهای تولید توان باشد. در چهارچوب پیشنهادی این پژوهش ،با لحاظ نمودن قیود اقتصاد محور، رفتار سرمایهگذاران در محیط تجاری بازار برق مدلسازی و نیز با نگاه حاکمیتی بر این روند، سعی در دستیابی به سیستمی با اطمینانپذیری مناسب در افق بلندمدت برنامهریزی توسعه تولید حاصل میشود که این نوع توسعه در صنایع تولید برق در نهایت منجر به انتخاب استراتژی بهینه نصب نیروگاههای متفاوت میگردد. با توجه به رقابتی بودن محیط سرمایهگذاری و در نظر گرفتن رفتار منطقی بازیگران استفاده از نظریه بازیها امری بدیهی است که منجر به استخراج استراتژیهای سرمایهگذاری با توجه به توابع رفتار دیگر سرمایهداران میشود. کنترل این نظریه با قیود بهرهبرداری، سرانجام منجر به استخراج استراتژیهایی کاربردی میگردد. راهبردهای انتخابی دولتمردان در جهت دستیابی به اهداف توسعهی واحدها با میزان آلایندگی کمتر و نیز منابع تولید پراکنده و در نظرگرفتن میزان ظرفیت معادل واحدهای بادی از دیگر ویژگیهای قابل اشاره در تحقیق پیشرو میباشد.

در ادامهی مطالب، در ابتدا مروری خواهیم داشت بر توسعهی منابع تولید توان در محیط انحصاری صنعت برق ،سپس با بیان ویژگیهای محیطهای اقتصادی و نحوهی تصمیمگیری در این بازار، زمینهی تحقیق را به تفصیل بیان مینماییم. در این فصل با بیان روند برنامهریزی توسعهی تولید و جنبههای پرداخته شده به آن، مراحل استخراج مدل نهایی سیستم، مورد ارزیابی قرار میگیرد. در فصل سوم برای توسعهی منابع تولید با استفاده از منابع مرسوم و مدل تولید پراکنده، مدل نهایی بیان و سپس با استناد به موارد یاد شده، مطالعهی عددی بر مبنای شبکهی تست RBTS صورت میپذیرد. در انتها نتایج حاصل از این تحقیق به تصویر کشیده شده است.

نتیجه گیری
مسأله ی برنامه ریزی توسعهی تولید در بازارهای رقابتی از دو منظر متمایز میتواند مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. از یک سو، دیدگاه شرکتهای خصوصی تولید کنندهی برق ،که نشان از نایقینیهای فراوان موجود دراین عرصه شامل میزان رشد بار، میزان قیمت انرژی در بازار، تأمین سوخت مصرفی نیروگاه، عدم دسترسی به اطلاعات کامل از دیگر شرکتکنندگان بازار و در نظر گرفتن مسائلی است که به هر ترتیب میتواند بر نتیجهی حاصل از تصمیمگیری در این محیط، تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر با در نظر گرفتن شاخصهای تصمیمگیری در نهاد مدیریتی این صنعت، برنامه ریزی توسعهی تولید، چالشی اساسی و مهم به شمار میآید که میتواند بر پایداری و کارکرد درست سیستم، اثر بگذارد. به این ترتیب، اگرچه هستهی اصلی مسأله در شرکتهای تولیدی با وجود ملاحظات بهرهبرداری چندان تغییری نمیکند، اما از دیدگاه نهادهای مدیریتی نظام، فر ضها، مدلها و معیارهای آن کاملا تغییر خواهد کرد. در شرایط نوین رقابت ،قانونگذاران برای دستیابی به عملکرد مطمئن سیستم، دامنهی عملکرد کمتری را در اختیار دارند و از اینرو میبایست در تبیین سیاستهای اجرایی و برخوردی خود با سرمایهگذاران این عرصه، حداکثر مقاصد خود را برآورد نمایند.
در نظر گرفتن هر دو محیط مختلف سرمایهگذاری، از مهمترین ویژگیهای این تحقیق به شمار میرود. از یکسو محیط سرمایهگذاری توسعهی منابع تولید سنتی، که نیازمند صرف هزینههای گزاف جهت نصب و راه-اندازی واحدها است و به دلیل تولید گازهای آلاینده مشمول سیاستهای کاهش آلایندگی میشود، و از سویی دیگر، محیطهای سرمایهگذاری توسعهی منابع تولید پراکنده با صرف هزینههای کمتر امکانات تولید و در نظر گرفتن شرایط نصب آسانتر و وجود نایقینیهای تولید، شرایط مختلف سرمایهگذاری را برای بنگاههای اقتصادی فرآهم آورده است. این دو بازار اگرچه محیطی با شرایط انعطافپذیر را برای بازیگران مهیا ساخته است، اما از سویی دیگر سبب پیچیدگی محاسبات بهرهبرداری در این محیط میشود. نیروگاههای بادی، به دلیل عدم تولید مستمر برق، نمیتوانند مانند نیروگاههای معمولی در محاسبات قابلیتاطمینان شبکه وارد شوند و میبایست برای دخیل نمودن این قسم منابع تولید، ظرفیت معادل تولید سنتی آنها در نظر گرفته شود. در این تحقیق، برای افق برنامهریزی بلند مدت توسعهی منابع تولید و با توجه به فراوانی گونههای تولید، واحدهای آبی، بخاری و گازی به عنوان نماینده واحدهای سنتی بهترتیب برای بارهای پایه، بار میانی و حداکثر بار، و نیروگاههای بادی، تولید همزمان برق و حرارت و میکروتوربینها به عنوان نمایندههای منابع تولیدپراکنده در نظر گرفته شدهاند .
از طرفی ،مقوله آلایندگی و نحوه رویارویی با آن از سمت جوامع بشری، از موضوعات بروز دیگری است که می-تواند استراتژیهای منتخب نصب واحدهای سنتی را دستخوش تغییرات جدی نماید. از جمله کارهای راهبردی

دولتها در مواجهه با این موضوع، تنظیم میزان جریمههای مربوط به آلایندگی هر نوع واحد تولیدی است. با توجه به گسترش روزافزون تکنولوژیهای بهرهبرداری و ساخت، راهکارهای مختلفی برای مقابله با موضوع آلایندگی به سرمایهگذاران پیشنهاد میشود. دخیل نمودن این پیشنهادات در تابع هدف سرمایهگذاران، در نهایت ممکن است استراتژی نصب واحدها را با تغییرات اساسی روبرو نماید. این پایان نامه با منظور نمودن میزان مشوقها و جریمههای تنظیم شده بر اساس معیارآلایندگی مجاز واحدها در مقایسه با میزان آلایندگی تولیدی آنها و امکان انتخاب استفاده از تکنولوژیهای برتر در انتخاب واحدهای تولیدی، سعی درمدلسازی سیاستهای برخوردی مدیران صنعت با مقولهی آلایندگی را در بازار توسعهی تولید داشته است.
روش جدید ارائه شده با در نظر گرفتن پارامترهایی نظیر میزان مشوقهای در نظر گرفته شده برای دستیابی به سطح مطلوب دسترسپذیری سیستم، حفظ میزان آلایندگیها در سطح استاندارد، ایجاد دورههای بلندمدت خرید انرژی تولیدی از سرمایهگذاران و نیز جریمههای در نظر گرفته شده جهت تأخیر در ساخت واحدهای تولیدی پیشنهادی به ISO، تابع هدفهای مختلفی را برای سرمایهداران تعریف و با اعمال این توابع در اجرای سیاستهای تصمیمگیری سعی در دستیابی به بهترین استراتژی نصب واحدهای تولیدی نموده است. این موضوع با بهرهگیری از شبکهی تست RBTS و نتایج حاصل از تصمیمگیری بنگاههای اقتصادی، اثربخشی این پارامترها بهروشنی قابل درک میباشد. از سویی استفاده از شبیهسازی رفتاری بازیگران با استفاده از بازی درختی پویا در محیطهای اقتصادی و یافتن نقاط تعادل نش در تصمیمگیری بوسیلهی حل بازگشتی سبب گردیده تا بازیگران بهترین استراتژی خود را با توجه به رفتار دیگر بازیگران و سیاستهای منظور شده توسط مدیران صنعت بهترین سناریوی نصب واحدها را در پیش گیرند.
نتایج حاصل از شبیهسازیهای به عمل آمده، نشان میدهد که رفتار و تصمیمگیری انجام شده در محیطهای اقتصادی، به شدت تحت تأثیر تعاملات موجود بین بازیگران و عاملان این صنعت است. بهطوریکه با در نظر گرفتن شرایط مختلف در برنامههای اجرایی بهینهی سناریوهای اجرایی سرمایهگذاران دستخوش تغییرات جدی میشود. از طرفی ،شاخصهایی نظیر ENS و EIR در زمینهی پایش اطمینانپذیری سیستم توسط شبیه سازی مونت کارلو در هر سال بهصورت پیوسته مورد پایش قرار میگیرند. ازین رو، به کمک روش ارائه شده تعاملی مطلوب و بازار محور بین طیفهای مختلف سرمایهگذاران محیط رقابتی صنعت برق و بهرهبرداران سیستم پیرامون گسترش ظرفیت تولید فراهم آورده میشود.
پس از دریافت جریمههای تعلق گرفته به سناریوی توسعهی واحدهای تولید سنتی، شرکتهای تولید توان با احتساب جریمهی مذکور و میزان هزینهی نصب تکنولوژی برتر جهت کاهش آلایندگی، میزان سود نهایی (وضعیت نهایی) خود را بهدست میآورند. در صورتیکه میزان سود حاصله از نقطهی تعادل نش جدید، بیش از میزان سود در حالت قبل باشد، بازیگران نقطهی تعادل نش جدید را به ISO ارائه میدهند. بهرهبردار مستقل سیستم باردیگر اقدام به بررسی قابلیت اطمینان سیستم، میزان سطح آلایندگی شبکه نموده و به این صورت ،میزان سود نهایی بازیگران پس از ملاحظات صورت پذیرفته به دست میآید.
در بازار توسعهی منابع تولید پراکنده ،همانگونه که در نتایج نیز نشان داده شده است، با ارائهی سیستم مشوق به روش انعقاد قراردادهای دوجانبهی بلندمدت خرید برق از نیروگاههای بادی، میزان سود اکثر بازیگران بازار افزایش داشته است. این مطلب نشان دهندهی کارآیی این سیستم در توسعهی نیروگاههای بادی میباشد. میزان عقد قرارداد بلند مدت در این مطالعهی عددی به میزانی است که نرخ بازگشت سرمایهی واحدهای بادی را به -میزان قابل توجهی تغییر دهد. این میزان با توجه به سیاستهای توسعهی مزارع بادی و هزینهی نصب و راه-اندازی این قسم از نیروگاهها هر کشور قابل تغییر میباشد. در نتیجه استراتژی نهایی منتخب علاوه بر حفظ قابلیتاطمینان مطلوب طی تمامی بازههای زمانی افق برنامهریزی، حفظ سطح آلایندگی در شرایط مطلوب ،توسعهی منابع تولید پراکنده مطابق با سیاستهای در نظر گرفته شده از جانب مدیران صنعت برق و نیز توسعه- ی مناسب واحدهای بادی، بهینهی سود حاصل از شرکت در بازار مشترک توسعهی تولید برای شرکتکنندگان در بازار را به ارمغان میآورد. با استفاده از روش ارائه شده در این پژوهش، تعاملی مطلوب و بازار محور بین سرمایهگذاران (شرکتهای تولید توان) و بهرهبرداران مستقل سیستم حاصل میگردد.

نحوه خرید

دانلود رایگان فایل
شما میتوانید تنها با یک کلید به راحتی فایل مورد نظر را دریافت کنید. 🙂

برای دسترسی به این فایل ابتدا باید اشتراک خریداری کنید. برای خرید اشتراک بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ارتقاء عضویت

در صورت بروز هر گونه مشکل در روند خرید اینترنتی، بخش پشتیبانی کاربران آماده پاسخگویی به مشکلات و سوالات شما می باشد

راهنمای سایت

برخلاف سایت های دیگر که فایل ها را به صورت تکی می فروشند روال سایت ما این است که شما با عضویت در سایت ما میتوانید از تمام فایل های موجود استفاده کنید.

تمام مطالب سایت فقط برای اعضای سایت رایگان است.

نحوه عضویت در سایت

آخرین مطالب

مطالب مرتبط