افیولیت ها

مشخصات فایل

مقطع:کارشناسی
رشته تحصیلی:مهندسی معدن- اکتشاف
نوع ارائه:پایان نامه
تعداد صفحات:111
قالب بندی:word قابل ویرایش

نحوه خرید

دانلود رایگان فایل
شما میتوانید تنها با یک کلید به راحتی فایل مورد نظر را دریافت کنید. 🙂

برای دسترسی به این فایل ابتدا باید اشتراک خریداری کنید. برای خرید اشتراک بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ارتقاء عضویت

در صورت بروز هر گونه مشکل در روند خرید اینترنتی، بخش پشتیبانی کاربران آماده پاسخگویی به مشکلات و سوالات شما می باشد

چکیده

چکیده ۱
کلیات: ۲
ساختمان: ۱۰
کانی شناسی و پتروگرافی: ۱۴
کمپلکس های کومه ای (Cumulate Complexes) 21
مقدمه: ۲۱
ساختمان: ۲۳
مینرالوژی و پتروگرافی: ۲۵
مقدمه: ۲۹
مینرالوژی و پتروگرافی: ۳۰
مقدمه: ۳۱
ساختمان: ۳۲
منیرالوژی و پتروگرافی: ۳۴
مقدمه: ۳۶
ساختمان: ۳۷
مینرالوژی و پتروگرافی: ۳۸
پترو ژنز (Petrogenesis) 40
افیولیت ها در کجا شکل می گیرند؟ ۵۰
جایگزینی کمپلکس های افیولیتی: ۵۲
رده بندی افیولیت ها از میاشیرو (۱۹۷۵): ۵۹
دگرگونی (Metamorphism) 62
سرپانتینیزاسیون: ۶۳
رودنگیت ها (Rodingites): 64
متامورفیزم گرمایی: ۶۵
عوامل متاسوماتیزم در گوشته: ۶۸
گسترش سنی و فضایی افیولیت ها در جهان: ۷۲
مقایسه افیولیت با پوسته اقیانوسی: ۷۴
افیولیت خلیج ایسلند در Newfoundland: 76
کمپلکس افیولیتی Troodos در قبرس ۸۰
افیولیت Semail در عمان: ۸۶
افیولیت های ترکیه: ۹۱
افیولیت Zambales در فیلیپین: ۹۳
پریدوتیت جزیره Zabargad در دریای سرخ: ۹۵
پریدوتیت Rhonda: 98
کمینکس Lizard: 99
پریدوتیت Trinity: 100
افیولیت Papus در گینه جدید: ۱۰۲
منابع ۱۰۸

چکیده
در این بخش از مجموعه افیولیتی، سنگها اصولاً حاوی اولیوین، ارتوپیروکسن، کلینوپیروکسن و اسپینل هستند، و فابریک تکوتیکی دارند. در گذشته این سنگها تحت عنوان سنگهای اولترامافیک آلپی شناخته می‌شدند، ولی اکنون به پریدوتیت های دگرگونه (تکتونیت) معروفند.
Jackson و Thayer (1972) برای این سنگها، توصیف عمومی زیر را ارائه کرده اند کمپلکس های آلپی با ویژگی دونیت، هارزبورژیت، اولیوین گابرو و گابرو بارزاند.

کلیات:
علت و توجیه ژنتیک انطباق و همراهی نزدیک سنگهای پلوتونیک اولترامافیک و سنگهای مافیک، در درون رسوبات ژئوسنکلینالی، دشوارترین ساختار یک مجموعته افیولیتی است در این بخش، یک مجموعه کامل افیولیتی با واحدهای مختلف زیر، مورد بررسی قرار می گیرد:
۱- پریدوتیت دگرگونه (تکتونیت) در قاعده
۲- کومه سنگهای پریدوتیتی، گابروهای لایه ای، پلاژیو گرانیت
۳- دسته دایکهای ورقه ای با ترکیب بازالت تا کراتوفیر.
۴- گدازه های بالشی
۵- رسوبات پلاژیک و نهشته های فلز دار، که بر روی سکانس و گاه بصورت بین لایه با گدازه ها، ظاهر می‌شوند.
وجود توالی چینه شناسی فوق، بقدر کافی و بصورتی مستند در مکانهای مختلف جهان، مدل و ثابت شده است. در مناطقی که تنها بخشهایی از سکانس افیولیت در زونهای کوهزایی رخنموده اند، هویت و منشا، آنها همیشه مورد بحث بوده است. در این موارد می بایستی روابط واقعی زمین شناسی، هم بوسیله پترولوژی و هم از طریق ملاحظات ساختمانی: بدقت مورد بررسی قرار گیرد.
از آنجا که همه بخشهای افیولیت به سری سنگهای آذرین اولترامافیک و مافیک تعلق دارند، می بایستی مساله منشا آنها بدلیل تفاوتهای موجود، در ارتباط با پترولوژی آذرین ارزیابی گردد. اگرچه واحدهای سنگی مختلف در افیولیت، فرآیندهای متفاوتی از قبیل تبلور مجدد گوشته، دگرگونی، سکانسهای کومه ای آذرین، فرآورده های تغریق، و لکانیسم زیر دریایی، تزریق دایکها، ولی این فرآیندها بظاهر همزمانند و به تشکیل مجموعه افیولیتی وابسته اند. از این رو، در بررسی سکانس حوادثی که به توسعه مجموعه افیولیتی (یا پوسته اقیانوسی جدید) منجر می شود، این حوادث می بایستی بصورت Polygenetic و ته Cogenetic، مورد ارزیابی قرار گیرند، درست بهمان شکل که اغلب برای توالی سنگهای آذرین یا سریهای ماگمایی، متصور است.
فرآیندهای زمین شناسی که پیشینه افیولیت را بصورت پلی ژنتیک مینمایانند، تنها وقتی میتوانند درک شوند که مکان و زمان هر یک از آنها بطور جداگانه، شناسایی و مدلل گردد.
در یک مجموعه افیولیتی، قدیمی ترین سنگها، پریدوتیت های دگرگونه قاعده ای هستند. این سنگها در شرایط حرارت و فشاری که صرفاً در گوشته قابل حصول است، تبلور مجددیرا در حالت نیمه جامد، نشان می‌دهند. این امر ممکن است با ذوب بخشی سازنده های ناپایدارتر آنها، در ارتباط باشد.
عوامل و کانالهای ارتباطی مستقیم آذرین، همچون دایک های تغذیه کننده یا زونهای انتقالی بین پریدوتیت‌های دگرگونه و کومه سنگهای روی آن، شناخته نشده اند. ظاهراً یک سطح دگرشیبی، دو واحد مزبور را از هم جدا می کند، ولی تا کنون اندازه گیری موشقی از زمان جدایی این دو واحد، وجود نداشته است.
بر روی پریدوتیت های دگرگونه، سکانس کومه ای قرار می گیرد، که از پریدوتیت ها و گابروها تا پلاژیوگرانیت ها تشکیل شده است. بریده شدن لایه بندی کومه سنگها از طریق دایک های ورقه ای، حاکی از حالت دینامیک در خلال توسعه این سکانس است. منشاء ماگمای ما در سکانس کومه ای، ناشناخته و مبهم است.
ماگمای مربوطه ممکن است مذاب بخشی مشتق از پریدوتیت های زیرین باشد. در جایی که دایکهای ورقه‌ای و گدازه های بالشی ظاهر می شوند. وضعیت فضائی آنها، نشان از تشکیل در یک زون کافتی ممتدی دارد که به موجب آن پوسته جدیدی در یک محیط زیر دریائی شکل می گیرد. شیمی دایکها، بر اقتباس آنها از یک ماگمای مافیک تغریق یافته، دلالت دارد. اما روابط نفوذ، حاکی از آنست که کومه سنگهای زیر آن، ممکن است پیش از تشکیل دسته دایک ها، انجماد حاصل کرده باشند. روابط تکتونیکی نیز نشاندهنده تغییر شکل گابروهای لایه ای، قبل از جایگزینی دایکها است.
گدازه های بالشی بوضوح با تکامل دایکها، همزمانند. چنین ارتباطی، روشنترین گواه بر وجود فاز کششی در حین شکل گیری آنهاست. یکی از نمودهای بارز سکانس افیولیتی، فقدان قطعات با قاچهایی ازپوسته قاره ای در آن است. این موضوع حاکی از آن است که تشکیل ضخامتی معادل ۶ تا ۱۲ کیلومتر از افیولیت، می‌بایستی نماینده قطعاتی از پوسته اقیانوسی باشد. فرآیندهایی همچون ذوب بخشی در گوشته، تغریق مذاب اولیه، و خروج ماگما تحت شرایط کافتی یا گسترش کف اقیانوسی، برای تشکیل و توسعه پوسته اقیانوسی، ضروریست.
دگرگونی درجه پائین و فراگیرگدازه های بالشی و دایکهای ورقه ای، ویژگی افیولیست هاست. مجموعه‌های دگرگونه اصولاً مبین شرایطP-T وابسته به رخساره های زئولیت و شیست سبز هستند و فقدان تغییر شکل موثر نشانه دگرگونی گرمایی است.
محدود بودن دامنه تا شیر دگرگونی به افقهای کم عمق (۱ تا ۳ کیلومتر) حاکی از آنست که چرخه آب داغ اقیانوس در نزدیکی محور گسترش می توانسته درست کمی پس از تشکیل مجموعه گدازه دایک، بر آنها اثر کند و کانیهایی در حد رخساره شیست سبز زئولیت را ایجاد نماید. بنابراین مقایسه شیمیایی گدازه های بالشی زیر دریایی و دایکهای ورقه ای، که از طریق متاسوماتیسم، دگرسان شده اند، با ولکانیک های دگرسان نشده و تازه (Fresh) جزایر قوسی و اقیانوسی، با مشکلات زیادی روبرو است. نظیریه های مختلفی که در زمینه ارزیابی منشاء آذرین سنگهای ولکانیکی افیولیت های قدیمی، ابراز شده اند، بحث انگیز بوده و پاسخ قاطعی در این زمینه نداشته اند.
هر نوع ذوب بخشی مواد گوشته ای در ژرفای کم، میتواند مایعات مادون قلیائی (Subalkaline) تولید کنند. این مایعات پتانسیل لازم را برای زایش سکانس افیولیتی دارند. در اینجا سئوال مهم آنست که آیا این فرایندها، صرفاً در پشته های میان اقیانوسی رخ می دهند؟ داده ها حاکی از آنست که در افیولیت های قدیمی، انواع سنگهای ولکانیک دگرسان نشده وابسته به جزایر قوسی، حوضه های کناری، حوضه های کوچک اقیانوسی و پشته های میان اقیانوسی، وجود دارد. براساس شناختی که از پیشینه چند زایشی (Polygenetic) افیولیت های قدیمی، از نقطه نظر ساختمان و فرآیندهای آذرین و دگرگونی وجود دارد، هرگونه طرح شیمیایی برای تشخیص یا تقسیم بندی افیولیت ها، علمی بنظر می رسد.
کمپلکس های افیولیتی منطقه تثیس غربی (ایتالیا تا ترکیه) در مقایسه با منطقه تتیس شرقی، از جهت بعضی جنبه های ژئوشیمی عناصر تراس، از هم متمایزند. این دو منطقه به نوبه خود با بازالت های پشته‌های میان اقیانوسی (MORB) تفاوتهای اساسی دارند. در مجموعه های افیولیت ترودوس و سماعیل، گدازه ها شدیداً از Cr تخلیه هستند و نسبت Ce/Sr در آ ها در مقایسه با MORB ، خیلی کمرت است.
این واقعیت ها و داد های مربوط به عناصر تراس، مبین آن هستند که واحدهای افیولیتی و گدازه های مربوطه، در بالای سیستم فروانش فعال، در حوضه های کناری تشکیل شده اند.
مطالعات پترولوژیکی ولکانیک ها و دایکهای ورقه ای در کمپلکس تردودس، بر همراهی مشخص سری کالکو آلکالن با ماگماتیزم، دلالت دارند. این سری تجلی حضور اولیه یک قطعه فرو رانده در زیر است بدین ترتیب Thy و همکاران (۱۹۸۵) و Thy (1987) شواهدی را برای وجود آب نسبتاً زیاد در ماگماهای ترودوس می‌یابند.
Baragar و همکاران (۱۹۸۸) در کمپلکس دایکهای ورقه ای، سنگهای روشنی در حد داسیت گزارش کرده اند. در افیولیت سماعیل هم، در واحد ولکانیکی گدازه های با ترکیب داسیتی، وجود دارند.
برای روشن شدن منشاء افیولیت ها، کار دقیق زمین شناسی لازم است. کاربرد صرف پترولوژی آذرین و شیمی سنگ می تواند در این زمینه گمراه کننده باشد، زیرا تاثیر دگرگونی درجه پائین، ممکنست مجموعه کانیهای اولیه آذرین و ترکیب کلی سنگ را تغییر داده باشد.
تشریح واحدهای سازنده افیولیت، که در زیر می آید در درجه اول به منظور تبیین و تثبیت ماهیت اولیه آذرین آنها است. متاسفانه هیچ راهی برای این منظور وجود ندارد، زیرا اکنون این سنگها تحت تاثیر دگرگونی درجه پائین یا سرپا نتینیزاسیون قرار گرفته اند و بسیاری از سنگهای ولکانیکی در مجموعه افیولیتی، اسپیلیت خوانده می شوند.
در زمینه وجود یا نبود یک ماگمای اسپیلیتی بعنوان قسمتی از تشکیلات افیولیت بحث مناسبی را ارائه کرده است. تحقیقات Spooner و Fyfe (1973) درباره ماهیت دگرگونی در زیر کف دریا، نشان داد که هیچ ماگمای اسپیلیتی وجود ندارد و اغلب اسپیلیت ها می توانند در اثر دگرگونی گرمایی و متاسوماتیزم بازالت‌های معمولی، تولید شوند.
Lehman (1974) طرفدار وجود یک ماگمای اولیه اسپیلیتی است ولی می گوید که این نظریه در مورد همه انواع اسپیلیت ها (ناطق اروژنیک، فلات قاره و اقیانوسی) صادق نیست.
پس از رده بندی میاشیرو (۱۹۷۵)، هیچ تلاش موثری برای تکامل رده بندی آذرین افیولیت ها صورت نگرفته است. از طرف دیگر دانسته های فعلی چندان نیست تا بصیرتی کافی درباره طیفی از ماگماهایی داشته باشیم که ممکن است قادر به زایش چنین مجموعه ای باشند.

پریدوتیت های با فابریک تکتونیکی
نوریت و آنوتوزیت، نادرند. سنگها عموماً فاریک تکتونیکی دارند. فولیاسیون کنایی و خط و ارگی از صفات بارز آنهاست. لایه های بوصرت عدسی شکل، بی نظم، معمولاً غیر موازی و ناهماهنگ و سخت چین خورده‌اند. دگرگونی همبری در آنها عموماً کمی مبهم است. بسیاری از کمپلکس ها که به صورت نواری هستند، با سنگهای مجاور، کنتاکت کله دارند. در این سنگها کانسارهای ماگمایی کرومیت با Cr یا Al بالا تشکیل شده است. پریدوتیت های آلپی ممکن است به انواع هارزبورژیت و لرزولیت تقسیم شوند.
جکسون و تایر با این کاردر نظر داشتند معیاری ارائه دهند تا در سایه آن کمپلکس های استراتیفوم متحدالمرکز و مجموعه های پریدوتیت- کابروی آلپی با تاکید بر همراهی سنگهای مافیک و اولترامافیک، از هم باز شناخته شوند. اما متاسفانه در رده بندی آنها، مساله افیولیت ، تنها بعنوان یک مساله شانوی و جنبی تلقی شده بود و ناگشوده باقی ماند. پیش از آن Den Tex در سال ۱۹۶۹ پیشنهاد کرده بود که پریدوتیت‌ها به دو دسته استراتیفرم (غیر اروژنی) و آلپی (اروژنی) تقسیم شوند. او پریدوتیت های نوع آلپی را به افیولیتی یا پریدوتیت های واقعی نوع آلپی و پریدوتیت های اروژنی منطقه ریشه (Root Zone) تفکیک کرد.
بیان این واقعیت که دست کم برخی از این پریدوتیت های آلپی، پلی ژنتیک هستند، به درک بیشتر مساله کمک نمود.
به نظر Den tex (1969) پریدوتیت های زون ریشه، و یا به اعتقاد جکسون و تایر (۱۹۷۲) زیر واحد لرزولیست، در مقایسه با زیر واحدها رزبورژیست، نماینده پریدوتیتی است که تقریباً بتمامی از مواد اولترامافیکی واجد مقادیر بالایی از Al203 و Cao آلکالیها تشکیل شده است. زیر واحد لرزولیتی، پیشتر با ویژگی هاله های دگرگونی درجه بالا معرفی میشد، که بنظر می رسید شواهدی از جایگزینی توده های دیاپیری از مواد گوشته قاره ای تخلیه نشده را در دمای زیاد، بدست می دهد.
علاوه بر آن رخنمونهای زیر واحد لرزولیتی، فاقد گابرو، دیاباز، یا گدازه ها بالشی در یک ردیف استراتیگرافی که جزء ویژگی سکانس افیولیتی است، هستند. حضور توده هایی از زیر واحد لرزولیتی در ارتباط با دیاپیرهای احتمالی گوشته ای یا گسلهای اصلی ژرف، به روشنی این توده ها را از پریدوتیت های دگرگونه همراه با سکانسهای افیولیتی، جدا می سازد.

نحوه خرید

دانلود رایگان فایل
شما میتوانید تنها با یک کلید به راحتی فایل مورد نظر را دریافت کنید. 🙂

برای دسترسی به این فایل ابتدا باید اشتراک خریداری کنید. برای خرید اشتراک بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ارتقاء عضویت

در صورت بروز هر گونه مشکل در روند خرید اینترنتی، بخش پشتیبانی کاربران آماده پاسخگویی به مشکلات و سوالات شما می باشد

راهنمای سایت

برخلاف سایت های دیگر که فایل ها را به صورت تکی می فروشند روال سایت ما این است که شما با عضویت در سایت ما میتوانید از تمام فایل های موجود استفاده کنید.

تمام مطالب سایت فقط برای اعضای سایت رایگان است.

نحوه عضویت در سایت